الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
62
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
و ايستاده ، فورا ما را به دعا مىخواند . آنگاه كه رنج و زيانش بر طرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان بازمىگردد كه گويى هيچ ما را براى دفع ضرر و رنج خود نخوانده ، همين كفران و غفلت است كه اعمال زشت تبهكاران را در نظرشان زيبا نموده است . ألا و إنّي لم ار كالجنّة نام طالبها ، و لا كالنّار نام هاربها ؛ آگاه باشيد ! من هيچ نعمتى را نديدهام مانند بهشت كه طالبش خواب ، و هيچ نقمت و عذابى همچو دوزخ ، كه گريزان از آن ، در غفلت باشد . نمونههايى از ترس در برابر تهديد مبرد آورده : نابغهء ذبيانى ، آنگاه كه نعمان بن منذر به مرگ تهديدش كرد ، گفت : وعيد أبي قابوس في غير كنهه * أتاني و دوني راكس فالضواجع فبتّ كأنّي ساورتني ضئيلة * من الرقش في أنيا بها السّمّ ناقع . . . ؛ « 1 » تهديد اكيد ( ابو قابوس ) به من رسيد ، درحالىكه نزد من گاو و گوسفندان بسيار بود و در ناز و نعمت بهسر مىبردم . پس خوابيدم كه گويا افعى با دندانهاى زهرآلودش به من حمله نموده است . ابن قتيبه آورده : هنگامى كه عبد الملك بر حجّاج خشم گرفت حجاج به اين شعر نابغه تمثّل جست : نبّئت أنّ أبا قابوس أوعدني * و لا قرار على زأر من الأسد ؛ باخبر شدم كه ابو قاموس مرا تهديد به مرگ كرده ؛ در برابر غرّش شير هرگز قرارى نخواهد بود . در اغانى آورده : حجّاف بر عبد الملك وارد گرديد ، درحالىكه اخطل در مجلس او حضور داشت و اين شعر همىخواند : ألا سائل الحجاف هل هو ثائر * بقتلى أصيبت من سليم و عامر ؛
--> ( 1 ) . كامل مبرد ، ص 855 و شعراء ابن قتيبه ، ص 40 .